سيد جلال الدين آشتيانى

615

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

مخاوف بسيار است . شبهات عقلى در اين منازل بحسب نظر و ادراك سالك دامن‌گير مسافر به حق است . قطاع طريق كه شيطان و جنود او باشند در اين وادى پرخطر در كمين نشسته‌اند . الطاف الهى بايد يار و مصاحب مسافرى كه اين وادى را طى مىكند باشد . اول اين منازل ، منزل احسان است . احسان داراى سه درجه است : درجهء اول : احسان در قصد است . سالك بايد قصد خود را بحسب علم تهذيب كند ، و عزم خود را از براى سير به حق مستحكم نمايد و حال خود را تصفيه نمايد . درجه دوم : احسان در احوال است كه بايد بحسب غيرت مراعات شود ، و آثار احوال خود را از مردم مخفى كند . چون سالك وقتى كه شروع به مكاشفه نمود ، اگر نزد خلايق مشهور است ، خود را عرضه بدارد از آفات دعوى منزه نخواهد ماند ؛ چون احوال ، گاهى صحيح و گاهى فاسد است . بايد براى تصحيح احوال ، خود را بشيخ و يا مرشد كامل عرضه بدارد . درجه سوم : احسان در وقت است . عارف بايد از شهود مفارقت نكند و خلطه و آميزش مانع از شهود با خلق برقرار نسازد ، و از حق آنى منقطع نشود . ما بطور مبسوط در مقام ذكر بطون سبعهء قرآنيه اين بحث را بيان كرديم . يقين سالك در اين مورد بعيان نزديك است . منزل بعد از احسان علم است ، و علم تام ملازم با حكمت است . عارف در مقام تزين بعلم و حكمت ( علم و حكمتى كه موهوبى است ) بمقام بصيرت و بينائى مىرسد . چشم قلب او روشن مىشود و بمقام و منزل فراست مىرسد . چون علم و حكمت تام و ايمان كامل ، ملازم با فراست مىباشد : « اتقوا فراسة المؤمن انه ينظر بنور اللّه » . سالكى كه متصف بعلم و حكمت و داراى چشم بصيرت است ، و از اهل فراست بشمار مىرود ، در مقابل عظمت حق سر تعظيم فرود مىآورد ؛ يعنى علم به عظمت حق دارد ، و لازمهء اين علم و شهود تذلّل است . قهرا باب الهام بر روى وى گشوده مىشود و سكون و آرامش در خود مشاهده مىكند . و بواسطهء كمال يقين به منزل طمأنينه دارد مىشود . و همت او قوى مىشود و متصف بكمال يقين شبيه بعيان مىگردد . اراده او قوى شده بمقام سرّ مىرسد و بواسطهء تعاقب مواهب